شمس الدين محمد بن محمود آملي
265
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
اگر بيند كه ميخ آهن به پشت او فرو ميبرد از پشت او فرزندى آيد كه مهتر قوم شود و مرد عالم نيز باشد . اگر بيند كه ميخى در ديوار زد مردى بزرگيرا دوست گيرد و ميخ دليل انديشه و بيمارى و عشق نيز بود . قفل خدمتكار امين باشد از زنان يا عزم كارى يا سفرى كه دفع الوقت در آن افتد و گشودن و بستن آن دليل شادى و غم بود زنجير اگر در دست بيند گناه و اگر بر در بود خدمتكار . سوزن جوالدوز آلتى باشد كه بدآن كار خود باصلاح آرد و اندكى از آن در خواب به كه بسيار . تخت بى جامه زنى منافقه با مال و جمال باشد اگر خود را بر آن خفته بيند نيك باشد . و اگر نشسته بيند سفري كند كرسى همچنان اگر تخت و كرسى را به زينت و جامه بيند زيادتى مال و حشمت بود و بساط دنيا باشد و عمر بفراخى و تنگى آن تعبير كند . و اگر بيند كه بساط باز مىكند درازى عمر او باشد و اگر بيند كه درمى نوردد دليل نزديك آمدن اجل باشد و همه جامهاى افكندنى همين حكم دارد . پرده ترس و انديشه باشد كه زود بخير بگذرد صندوق زنى خدمتكار بود و معتمد صراحى غلام يا كنيزك بود نردبان اگر بر رود دليل سفر و زيادتى درجه بود . و اگر فرود آيد باز آمدن از سفر رسن دين باشد اگر تابد سفرى كند اگر بيند كه رسنى بر خود مىپيچد سفرى كند و ولايت يابد و اگر رسن در گردن كسى افكند آنكس را زن دهد رسن عهد نيز باشد . جوال و انبان و غراره صاحب شتر باشد پالان زن اعجمى بود هودج زن باشد گهواره عيش خوش و آسايش و زن مهربان بود علم مرد عالم باشد يا امام وقت و مرد شجاع و توانگر جوانمرد نيز باشد . اگر علم سرخ بيند از مرديكه حال او اين باشد شادى بيند و اگر سياه بيند